جمعه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۸

دایره‌ی خودیها

«ظهر در راه آمدن به منزل به دندان پزشکی دکتر فاضل رفتم. با ناراحتی زیاد، ریشه دندان را تمیز کرد ولی ممکن است بی‌نتیجه باشد و احتمالا کنده شود. خانمش را که جزو منافقین بوده چند روز پیشتر گرفته‌اند و گفت محکوم به اعدام شده. با درد به خانه آمدم، کمی استراحت کردم و سپس استحمام و نماز و هنوز هم دندانم درد دارد، کمی تخفیف یافته. شب درد دندان شدت یافت و مسکن زیاد مصرف کردم. قرار بود که دکتر در صورت شدت درد به منزل بیاید و دندان را بکشد. تلفنی صحبت شد و به صبح موکول شد.» خاطرات هاشمی رفسنجانی، ۳۰ تیر ۱۳۶۱

روزی در این کشور دکتری که زنش اعدامی بوده خودی بوده و عالیترین مقام مملکت زیردستش دندان درست می‌کرده. موضوع ترس دکتر یا تقاضای وساطت برای یک ترمیم دندان نیست، زیرا باز هم ارزش ریسک کردن نداره. موضوع اندازه‌ی دایره‌ی خودیهاست و ایمان مردم به انقلاب و آدماش.


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انقلابی امروز

موجود نازنینی بنام آقای زادسر گفته «هاشمی اعلام کند اغتشاشگران ضدانقلابند». من فکر می‌کنم ایشون خیلی بی‌دقت حرف زده، چون اتفاقا اغتشاشگران انقلابیند، و معترضان آرام ضدانقلاب، البته اگر حاکمیت کاری نکند که آنها هم انقلابی شوند.

ممکن است آقای زادسر بگوید منظورم ضد انقلاب سی سال پیشه که آن وقت اتفاقا ضد انقلاب سی سال پیش الان انقلابیه و انقلابی سی سال پیش یا ساکته (مثل منتظری و بهشتی و طالقانی و مطهری و هاشمی) یا زندانی یا دوباره انقلابی

این حرفا رو ولش - یه نگاهی به این ویدئو بندازید - انصافا حیرت انگیزه

http://www.youtube.com/watch?v=-Sfa35M1bkI


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پنجشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۸

خلخال و ریش‌تراش

خلخال و ریش‌تراش

امام علی (ع) در ماجرای ربودن خلخال از پای زن یهودی گفتند اگر مسلمانی از غصه بمیرد جای ندامت نیست، انصافا شبیه عکس العمل رهبری در ماجرای کوی دانشگاه سال ۷۸ که گفتند این حادثه قلب من را جریحه دار کرد و بالاخره در دادگاه تجدیدنظر معلوم شد کل فاجعه دزدی یک ریش‌تراش بوده. اینو میگن استاندارد بالای نظام در حساسیت به ظلم

فایل سخنرانی رهبر رو می‌تونید در اینجا بشنوید

http://www.youtube.com/watch?v=zsuCXF07HjM&feature=channel


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۸

مرجعیت از دست رفته!

به گزارش ایسنا آیه الله جوادی آملی «در ديدار جمعي از فرماندهان سپاه، بسيجيان و اساتيد آموزش بسيج دانشگاه‌هاي سراسر کشور با توجه به فرا رسيدن سالروز دهه فجر انقلاب اسلامي اظهار كرد: ...
... مراجع آمدند. بسياري از کارها را مراجع کردند منتها امام شاخص بود. مباداد مراجع را کم بگيريد. آن وقتي که امام ايران حضور نداشتند، مرحوم آقاي گلپايگاني بود، مرحوم آقاي نجفي مرعشي بود، بسياري از بزرگان، فتوا مي‌دادند، اين انقلاب را آنها حفظ کردند در زمان غيبت امام. مبادا حرمت اينها، قدر اينها، جلال و عظمت اينها حفظ نشود. خب اينها حفظ کردند.

جوادي آملي يادآور شد: من يادم هست که در بهبوهه قدرت ازهاري مرحوم آيت‌الله العظمي گلپايگاني يک اعلاميه‌ بسيار قوي و غني فرستاد. خب اينها را حفظ کردند. مراجع آمدند و مردم هم مقلد مراجعند. مردم آخر براي چه چيزي خون بدهند. براي نفت خون بدهند؟ يا براي همين مطالب برزخي علي‌ابن ابي طالب خون بدهند؟...»

آیا حضار در مجلس فهمیده‌اند؟

مرجع:

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1489290


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دوشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۸

انقلاب چی میخوره؟

سوال: شش روحانی که بیشترین تاثیر را در پیروزی و استقرار انقلاب اسلامی داشتند نام ببرید و حال فعلی خودشان، بیت شریف‌شان و بستگان‌شان را به زبان ساده شرح دهید؟

جواب:

۱- آقای خمینی. از خودش که بگذریم، میرسیم به حاج احمد که یکهو ناغافل رفت. از بیت‌شان هم، سید حسن چند ماهه مراسم حرم مطهر را به خاطر تعمیرات کنسل می‌کنه، می‌ره به ملاقات خانواده‌های زندانی‌ها. وقت برای تحلیف و تنفیذ و ... هم نداره. همین که برسه به ضرغامی نامه بده که بابا بزرگمو تو دهه فجر خراب نکن خیلیه. فعلا هم توی مجلس دنبال اینن که موسسه‌ی حفظ و نشر آثار بابابزرگو از دستش در بیارن. نوه دختریش هم که برای نمایندگی مجلس رد صلاحیت شد. اون یکی نوه‌اش هم با شوهرش (محمدرضا خاتمی) روز ۲۲ بهمن دستگیر شدن تا روز پیروزی انقلاب بابابزرگش از طرف مردم آسیب نبینن!!!! البته بعد از چند ساعت آزاد شدن.

۲- آقای طالقانی. خدا رحمتش کنه که به یک امامت جمعه از نظام بسنده کرد. دخترش اعظم خانم از فعالان ملی-مذهبیه و نشریه پیام هاجرش توقیف شد. سال ۷۶ برای ریاست جمهوری نامزد شد که بیخود بود چون رد صلاحیت شد. به خاطر مرگ زهرا کاظمی هم روبروی اوین تحصن کرد.

۳- آقای منتظری. خودش که الان جاش خوبه ان شا الله. اما بچه‌هاش و شاگرداش خیلی مشکل دارن. فکر میکنم نوه‌هاش که دستگیر شده بودن آزاد شدن.

۴- آقای بهشتی. خودش رفت. پسرش با دمپائی و لباس زندان تو مجتمع قضائی زیر عکس پدرش می‌نشست. داماد پسرش هم که زندان بود و نمیدونم آزاد شده یا نه. نوه‌ی دختریش منتظر شوهرشه تا آزاد شه. نتیجه‌اش هی میگه «پس بابا کی آزاد می‌شه».

۵- آقای مطهری. خودش که رفت. دو تا پسر داره مث دسته‌ی گل - محمد و علی. اولی معممه و چند تا مقاله در مورد حقوق زندانی و این که ما باید بجای این که ببینیم چی دشمن رو شاد میکنه عقلمون رو به کار بندازیم نوشت که یکهو نطقش کور شد. علی‌شون هم که تازگی آقای ترقی بهش گفته اندازه‌ی دهنت حرف بزن و برای نظام و رهبری تکلیف معلوم نکن (دروغ نمی‌گم، تقریبا با همین کلمات). از نو‌ه هاش خبر ندارم.

۶ - آقای رفسنجانی. خودش الان ۷ ماهه نماز جمعه نخونده - روز قدس هم نیومد - آخه می‌گن از نظر بصیرت کم آورده. تازه‌گی‌ها هم یه عده میگن اون بوده که جام زهرو داده دست امام. به مهدی شون گفته «حالا که رفتی انگلیس دکتراتم بگیر و بیا». البته گفته هر دادگاه منصفی تشکیل بشه مهدی مون تبرئه می‌شه. دخترش و چند تا دیگه از بستگان دو-سه باری توی این ۸ ماه دستگیر و آزاد شدن.

قبلا میگفتن انقلاب فرزنداشو می‌خوره. ولی فکر میکنم حالا باید بگن انقلاب فرزنداشو، نوه‌هاشو، نتیجه‌هاشو، نبیره‌هاشو، ندیده‌هاشو، داماداشو، شاگرداشو .... می‌خوره، بعد هم میگه: نظام با کسی عهد اخوت نبسته.


مطلب را به بالاترین بفرستید:
Balatarin

پنجشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۸

پیشنهاد به خبرگان رهبری

حضرت آیه الله هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری

با توجه به این که حضرت آیه الله خامنه‌ای پس از گذشت حدود هشت ماه، و با وجود در اختیار داشتن تمام امکانات و اختیارات لازم، به دلیل عدم بینش و قاطعیت لازم موفق به خاموش کردن آتش فتنه‌ای که می‌رود تا کیان نطام اسلامی و جایگاه شایسته‌ی رهبری را مورد تهدید و خطر جدی قرار دهد نشده‌اند، به این وسیله به مجلس خبرگان رهبری پیشنهاد می‌شود تا بررسی صلاحیت ایشان را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران در دستور کار اجلاس آینده‌ی آن مجلس محترم قرار دهد

با تشکر و احترام
محمود احمدی نژاد


مطلب را به بالاترین بفرستید:
Balatarin

یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۸

نامه به رهبر

بسمه تعالی

خدمت رهبر معظم انقلاب آیه الله خامنه‌ای (دامه برکاته)

با اهدا سلام و تهیات

لطفا کهریزک، کوی دانشگاه و مجتمع مسکونی سبحان فراموش نشه

با تشکر



مطلب را به بالاترین بفرستید:
Balatarin

چهارشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۸

رهبر دشمن شناس

رهبر فرزانه انقلاب در ادامه فرمودند: از دشمن به دشمن و دشمن که دشمن و دشمنان و باید دشمن. همچنین ایشان خط اصیل انقلاب را چنین تبیین کردند: برای دشمن و دشمنان، تمام دشمن و سوی دشمنان است. ایشان با اشاره به وظیفه‌ی خواص ادامه دادند: دشمن همان دشمنان که از دشمن بر و طرف دشمن دشمن دشمن دشمن دشمن دشمن دشمن دشمن دشمن دشمن ... دشمنان بود


مطلب را به بالاترین بفرستید:
Balatarin

دوشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۸

وانت را پارک کن، تفنگت را بردار

از تمام برادران نیروی انتظامی، بسیجی و سپاهی خواهش می‌کنیم باتوم و تفنگ خود را بردارند، و دیگر از وانت، ون، و سایر وسایط نقلیه‌ی موتوری و غیرموتوری برای خاموش کردن فتنه استفاده نکنند

قبلا از همکاری آن عزیزان کمال تشکر را داریم. اجرتان با مولایتان

کل جنبش سبز


مطلب را به بالاترین بفرستید:
Balatarin

شنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۸

روش برطرف کردن احمدی‌نژاد در سه سوت

اینو همه میدونن که احمدی‌نژاد اعصاب درست و حسابی نداره - وزیر پرت کنه بیرون - تو جلسه دعوا کنه. اصولا هم آدمیه که معتقده اولین اعتراف یا عقب‌نشینی با هزارمیش هیچ فرقی نداره

بر این اساس روش کنار گذاشتنش رو در سه سوت آموزش میدم

سوت اول: طرح استیضاح دو وزیرش رو به مجلس بدید - میپرسید به چه دلیلی؟ هر دلیلی باشه مهم نیست چون که اصلا موضوع استیضاح نیست. مثلا میشه بگید اینا ضعیفن باید قویترشون بیان. یا اصلا چون قدشون بلنده با کابینه هماهنگی ندارن. در این مرحله احمدی‌نژاد یه چیزائی میگه، ولی به توصیه‌ی اطرافیان خودشو نگه میداره

سوت دوم: دو هفته بعد طرح استیضاح سه تا وزیر دیگه رو بدین - باز میپرسین به چه دلیلی؟ خب ایندفعه بگید اینا خیلی قوین و کابینه تحملشون رو نداره - چه میدونم یه دلیلی بگید دیگه. در این مرحله احمدی‌نژاد قاط میزنه و شلوغ بازی در میاره اساسی

سوت سوم: طرح عدم کفایت رئیس جمهور رو به مجلس بدید - تمام

ممکنه فکر کنید در هر کدام از این مراحل ممکنه رهبری مثل دفعه‌های پیش مداخله کنه. جواب من اینه که شما دیگه چقدر ساده‌اید - شما سوت اولو بزن

یادآوری : ممکنه فکر کنید اپوزسیون یا سبزها این طرح رو دادن تا از احمدی‌نژاد خلاص بشن - کتمان نمیشه کرد که جنبش از رفتن احمدی‌نژاد خوشحال میشه چون نمیخواد ایران از دست بره - ولی اگه راستش رو بخواید از نظر اپوزسیون فعلا نظام شکاف برداشته و احمدی‌نژاد داره به خوبی نقش استخوان لای زخم رو بازی میکنه - اگه بره یه وقت شکاف هم میاد


مطلب را به بالاترین بفرستید:
Balatarin

جمعه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۸

گنج ما، احمدی‌نژاد

قدر احمدی‌نژاد را باید دانست. چه کسی میتوانست از جوادی‌آملی و هاشمی و رضائی و مطهری و لاریجانی، تا صانعی و موسوی و کروبی و خاتمی، تا سروش و گنجی، تا سکولارها و لائیکها، تاااااا توده‌ایها و شاه‌پرستها و ... همجنس‌گراها را هم‌کلام کند. حتا در یک جبهه قرار دهد. او دلیل و باعث اتحاد ملی ماست.

او بود که به ما نشان داد که تهمت، دروغ و تقلب، اگر به نفع حاکمان باشد، حتا حاکم روحانی، خوب است – حداقل خیلی عیب ندارد

او اثبات کرد که بسط خرافه، بدعت، توهین به مقدسات مردم و لاف حجت حق را زدن، همیشه کفن‌پوشان را به خیابان نمی‌آورد


او بود که نشان داد یک روحانی، مجتهد یا مرجع ممکن است از این که قانونگذار، مجری، ناظر و داور همبسته و غیرمستقل هستند دفاع کند

او بود که نشان داد در کشور ما یک نفر خودش آزاد است و مجرم و محکوم نیست، ولی طرفداری از او یا نشر بیانیه یا حرفهایش جرم است و حبس به همراه دارد

او بود که نشان داد در کشوری زندگی می‌کنیم که نهادهای رسمی ناظر بر جامعه نمی‌توانند پیروزی 64 درصدی رئیس‌جمهورش را پیش‌بینی کنند، تا جائی که رئیس‌مجلس تبریک پیروزی را به رقیب می‌گوید

او بود که به ما نشان داد می‌توان صدا و سیما را بست، بودجه‌‌اش را به کار دیگری بست، و هیچ اتفاق ناگواری نیافتد

او بود که نشان داد در کشور ما می‌توان هفت ماه در مورد یک نفر از هر منبر و تریبون و رسانه‌ای هر چیزی گفت، ولی یک دقیقه برای پاسخگوئی به او فرصت نداد

او بود که به ما نشان داد سی سال است چه کلاهی سرمان رفته – قدر او را باید دانست – او گنجی بی‌پایان است


مطلب را به بالاترین بفرستید:
Balatarin

پنجشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۸

وحدت حوزه و دانشگاه

تبعیض رفته بر دانشگاه و انتظار و ادعای بیجا برای وحدت حوزه و دانشگاه.
 
به دلایل زیر وحدت حوزه و دانشگاه ممکن بلکه واجب است:

یک – در تمام دانشگاه‌های ایران، حتا کوچکترین‌شان، روحانیت دفتر نمایندگی داره، ولی همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران یه دفتر در حوزه علمیه‌ی یه شهر کوچک نداره

دو – روحانیت می‌تونه دو سال تمام دانشگاه‌های ایران رو به اسم انقلاب فرهنگی تعطیل کنه ولی همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران حتا نمی‌تونن تقاضای تعطیلی یک ماهه‌ی حوزه علمیه یه شهر کوچک رو بکنن

سه – روحانیت سی ساله در مورد اسلامی کردن درس‌های دانشگاهی‌ها، از مهندسی گرفته تا علوم پایه و بخصوص علوم انسانی نظر می‌ده و اعمال می‌کنه، اما همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران حتا نمی‌تونن بیست صفحه‌ی یه کتاب درسی حوزه رو اشتباه اعلام کنن

چهار – یک روحانی، مثل آقای عمید زنجانی می‌تونه رئیس دانشگاه اونم دانشگاه تهران بشه، ولی یه دانشگاهی، اونم نه حالا از مهندسی یا علوم پایه، بلکه از علوم انسانی، اونم نه مهاجرانی یا سروش، بلکه مثلا آقای رحیمپورازغدی نمی‌تونه رئیس حوزه‌ی نه حالا قم، بلکه یه شهر کوچک بشه

پنج – بیش از چهل سال پیش به حوزه‌ی قم حمله کردن و طلبه از بام پرت کردن وچه جنایت‌ها کردن. هنوز دارن ازش استفاده می‌کنن. هر چند سال به خوابگاه‌ها حمله می‌شه، دانشجو رو از بلندی پرت می‌کنن، توی دانشگاه آزاد مشهد چاقو به گردن دانشجو فرو می‌برن، چه کارهای دیگه‌ای که همه می‌دونن می‌کنن، همه هم می‌گن جنایت شده، هنوز معلوم نیست کسی مجازات بشه - دفعه پیش که آقای نقدی تبرئه شد و سربازی که ماشین ریش‌تراش دزدیده بود مجازات

شش – در مراسم تجلیل در داخل دانشگاه هر عضو دانشگاهی، مثلا به خاطر سابقه‌اش یا فوتش، حتما یه روحانی هم صحبت می‌کنه، ولی امکان نداره مثلا برای مجلس ختم یک روحانی در داخل حوزه یه سخنران دانشگاهی دعوت بشه

هفت – اگه یه نفر قرآن رو حفظ کنه درجه‌ی دانشگاهی می‌گیره – از کارشناسی تا دکترا برای همه‌ی قرآن – حتا اگه اون آدم یه بچه‌ی شش ساله باشه (کاری رو که حتا میشه روی یک سی‌دی کرد). ولی مثلا بهش نمیگن حجه‌الاسلام که به نظر خیلی هم معقول‌تر و بجاتره

هشت – اگه کسی جبهه بره یا خانواده‌ی شهید یا عضو بسیج باشه، علیرغم بی‌سوادیش می‌تونه با سهمیه دانشگاه بره، ولی با همه‌ی اونا بلکه بیشترش بدون قبولی در آزمون ورودی حوزه نمیتونی واردش بشی – چیزی که اتفاقا خیلی بیش‌تر انتظار می‌رفت


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جمعه، دی ۱۸، ۱۳۸۸

استعفا، گاهی حرام، گاهی حلال

در 12 بهمن 1383، 108 نماینده‌ی مجلس ششم به نشانه اعتراض به ردصلاحیتهای گسترده در انتخابات مجلس هفتم دست به استعفای دسته‌جمعی زدند. در متن استعفای این نمایندگان آمده بود:

«ما نه براي خويشتن كه شرم باد بر كساني كه در اين بزنگاه نگاه تاريخي به عرضه خويش پرداخته باشند. بلكه تنها و تنها براي رسيدن به رأی خالص مردم در تعيين سرنوشت خويش، دست به تحصن مسالمت‌آميز زديم و با روزه لب بر طعام بستيم تا نه آن كه آنان، شايد به رأي و نظر مردم احترام بگذارند. كه شما دريابيد كه ما بر هر چه چشم فرو بسته باشيم و به هر تحولي تحليلي نهاده باشيم بر سر اين بديهي‌ترين حق مردم يعني انتخاب با كسي معامله نمي‌كنيم و راه بر هيچ توجيهي نمي‌گشاييم. حال كه مستي زدگان قدرت و مدهوشان استبداد را ياراي درك آن هشدارها و اين خروش‌ها و اعتراض‌ها و اهميت و حساسيت شرايط كنوني جامعه در كشور نيست و اقتدارگرايان عزم خود را جزم كرده‌اند تا با حذف جمهوريت نظام و در نتيجه اسلاميت آن در تشكيل مجلس فرمايشي و فرمانبردار، سراشيب سقوط تا فرجام شوم آن و سوختن در آتشي كه خود هيزم آنند طي كنند، ما را چاره اي جز عدم حضور و عدم همراهي در اين مسير و گريزي جز استعفا از عنواني نيست كه از آن پس، در آن چيزي براي ملت و خود نمي بينم.

اعلام مي كنيم انتخاباتي كه با نقض آشكار و حقوق بديهي مردم و محروم ساختن شهروندان از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن برگزار مي شود، انتخاباتي كه نتيجه آن از پيش تعيين شده است، خيانت به آرمان‌هاي ملت در انقلاب اسلامي و لذا فاقد مشروعيت، غيرقانوني و نتايج آن براي ملت پذيرفته نخواهد بود. ما نيز در چنين انتخاباتي شركت نخواهيم كرد. يقين داريم هر فرد يا مرجعي كه دل در گرو عزت و سربلندي اين كشور و ملت و آرمان‌هاي انقلاب و ميراث امام دارد حاضر به برگزاري چنين انتخاباتي نخواهد شد.»

در 15 بهمن، آقای خامنه‌ای در دیدار با مردم در مجموع ایرادات وارد شده را مهم ندانستند و با ضمن حمله به کسانی که تقاضای تعویق انتخابات را داشتند در مورد استعفا تعبیر «خلاف قانون» و «حرام شرعی» را به کار بردند:

«... کسی نمی‌تواند به علت مخالفت با يک روش يا يک پديده، وظايف قانونی خود را انجام ندهد و شانه خالی کردن از مسئوليت به شکل استعفا يا به هر شکل ديگر، خلاف قانون و هم حرام شرعی است. ...»

حال روح اله حسینیان، نماینده مجلس هشتم، از نمایندگی مجلس استعفا داده است. او آورده است:

«... اما امروز بيش از هر زماني احساس دلشكستگي و سرخوردگي مي‌كنم.
امروز خود را ناتوان‌تر از هميشه مي‌يابم. هر اقدامي آغاز كرديم با رقابت پيچيده پارلمان تاريست‌هاي حرفه‌اي نقش بر آب شد. جناح اصلاح‌طلب نزد رئيس عزيزتر و ارزشي‌تر شدند و هر روز ما مطرودتر و بي‌خاصيت‌تر.
....
در پايان از امت حزب‌الله و به خصوص مردم تهران كه به اينجانب رأي داده بودند عذرخواهي مي‌كنم. من قول داده بودم كه به شما خدمت كنم و حال خود را ناتوان از خدمت مي‌دانم. اميد است كه در دو سال آينده فردي انتخاب شود كه بتواند خدمتگزار شما ملت خدايي باشد.
...
بدينوسيله رسماً استعفاي خود را از نمايندگي مجلس شوراي اسلامي خدمت هيئت رئيسه محترم اعلام مي‌دارم.».


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دوشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۸

خامنه‌ای رفتنی است!

از دو حال خارج نیست: یا جنبش سبز پیروز می‌شود یا سرکوب. در هر دو صورت از عمر سیاسی خامنه‌ای چیز زیادی نمانده است.

خامنه‌ای باید بداند، در کشوری که مرگش را بچه مدرسه‌ای‌ها روی تخته می‌نویسند و جوانان در خیابان با شعر و شعار می‌سرایند، او دیگر نمی‌تواند نقش «رهبر محبوب و مقتدر» را بازی کند. این در حالی است که در محافل مسن‌ترها صدها عیب و اشتباه‌اش را می‌شمارند، و دوستدارانش کمترین خطایش را «بازی خوردن از احمدی‌نژاد» می‌دانند. فهمیدن اینها برای همه، از جمله اقتدارطلبان روحانی و نظامی آسان است. آنان او را در اولین فرصت محترمانه، زنده یا مرده، بدرقه می‌کنند.

پس او چه کند؟ شاید تنها روزنه‌ی امید برای او بازگشت به دوستان قدیمی و عاقل‌اش است که صدای ملت را شنیده‌اند، و می‌دانند این ملت تا قسمتی از حقوق خود را نگیرند آرام نمی‌گیرند. شاید در شرایط مناسب، و با پادرمیانی عده‌ای او بتواند جا و زمان امنی را برای باقیمانده‌ی عمر خود بخرد.


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یکشنبه، دی ۰۶، ۱۳۸۸

حق انقلاب

در فرآیند یک انقلاب بسیاری از مواد قانون به دفعات نقض می‌شوند؛ مردم برای روزها و شاید هفته‌ها خیابان‌ها را می‌بندند؛ مراکز و نهادهای دولتی را، علیرغم مقاومت نگهبانان و قوای انتظامی، اشغال می‌کنند؛ با صلاحدید خود اقدام به دستگیری و اعمال خشونت می‌کنند؛ ... همه‌ی اینها چگونه مجاز می‌شوند؟

قانون یک قرارداد بین مردم و حکومت است. هر فرد از جامعه می‌تواند به طور یک جانبه اقدام به فسخ این قرارداد کند – از لحظه فسخ او یک فرد انقلابی است. این فرد انقلابی دیگر تعهدی به رعایت قانون ندارد. از این دیدگاه برای هر شخص و هر نسل «فسخ یک جانبه قرارداد» یا به عبارت دیگر «انقلابی بودن» یک حق به شمار می‌رود. تنها شرط لازم این است که فسخ را اعلام کند و در توجیه رفتار خود استنادی به قوانین جاری نکند. دلیل لین که بسیاری از انقلابیون در دادگاه از خود دفاع نمی‌کنند همین است که اصولا دادگاه‌های تشکیل شده بر اساس قوانین جاری را قبول ندارند.

آیا حکومت می‌تواند در برخورد با انقلابیون قانون را نقض کند؟ به عبارت دیگر بگوید «حالا که شما قرارداد را فسخ کرده‌اید ما با هر روشی با شما برخود می‌کنیم»؟ جواب به این سوال منفی است، چون خود حکومت بر اساس قانون استقرار یافته و مجاز به اعمال قدرت است، و بدون استناد به قانون اصولا موضوعیت خود را از دست می‌دهد. این که حتی سرکوبگرترین رژیم‌ها سعی می‌کنند به برخوردهای خود رنگ و لعاب قانون بدهند از این اصل نشات می‌گیرد.

نکته‌ای که باید توجه داشت الزام حداکثری در «جلوگیری از خشونت» است. درست است که یک فرد انقلابی الزامی به رعایت قانون ندارد اما تجربه نشان داده است که خشونت کنترل نشده آثار مخرب و تبعات ناخواسته‌ی ماندگاری دارد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جمعه، آبان ۰۸، ۱۳۸۸

حکم اعدام و چند فتوا

حد اعدام از سه جنبه خاص است. اولا، نتیجه‌اش حذف یک انسان است. ثانیا، در صورت خطا در مصداق، جبران‌پذیر نیست (حتا حدودی مانند حد قطع دست را ممکن است بتوان بعد از روشن شدن خطا تا مقداری جبران کرد). سوما، احتمال سوءاستفاده از آن زیاد است. از این رو بسیار مهم است تا با بررسی جوانب این حد جلوی این تبعات را گرفت. به همین منظور یک سوال برای تعدادی از مراجع فرستاده شد که متن آن در ادامه می‌آید:

بسمه تعالی

با سلام خدمت مرجع گرانقدر

با آرزوی توفیق وسلامت، پرسش در مورد شرایط اجرای بعضی از حدود اسلامی، به ویژه اعدام است. بدون شک اسلام عزیز از اجرای حکم اعدام اهدافی را دنبال می‌کرده، که از آن جمله می‌توان به اهداف تربیتی و بازدارندگی آن اشاره کرد. از طرف دیگر مروری بر احکام اعدام سالهای دور و نزدیک، و همچنین شنیده‌هائی از انشای احکام جدید برای تعدادی از دستگیرشدگان وقایع اخیر، مردم و خواص را بیش از پیش نگران روند موجود کرده است.

مستحضر هستید که در قوانین فعلی برای طیف متنوعی از جرائم مجازات اعدام پیش‌بینی شده است. از آن جا که در طول سالیان گزارشات و شنیده‌های متواتری در مورد «شرایط اخذ اعترافات» و «شاکیان، شاهدان و گواهان کرایه‌ای» وجود داشته، و توجه به این که در فقه اسلام اجرای حکم اعدام از شئونات حکومت مشروع است، برخی از عقلا متشرعین را بر آن داشته تا این نظریه را مطرح کنند که تا مادامی که صلاحیت و اهلیت دستگاه حاکمه مورد اجماع عقلا و متخصصین بیطرف قرار نگرفته، به صلاح و بلکه لازم است تا احکام اعدام بدل به احکام دیگری، از جمله حبس ابد شود. بر اساس این نظریه، تجویز اجرای حد اعدام بدون شرایط ذکر شده به اقتضای «نفی مقدم» منتفی است، و همان طور که تجربه‌ی بشری نشان داده است، عموما به وسیله‌ای در دست نااهلان برای حذف رقیبان، منتقدان و اصلاح‌طلبان منجر می‌شود.

نظر آن مرجع عزیز را در این مورد جویا هستیم.

با تشکر و احترام.

در ادامه جوابهای دریافت شده ارائه می‌شوند. چنان چه در آینده جواب‌های بیشتری دریافت شد به این مجموعه اضافه می‌شود.

جواب آقای منتظری:




جواب آقای مکارم شیرازی:
 بسم الله الرحمن الرحيم
:: با اهداء سلام و تحيت؛
جواب :  حکم اعدام در بعضی از موارد مصالحی دارد که اگر اجرا نشود مشکلات عظیمی برای جامعه ایجاد می کند بهتر این است که حکم اعدام در اختیار دادگاه هایی قرار داده شود که قاضی ها و مسئولان آن کاملاً مورد اعتماد بوده باشند و چنین افرادی در دستگاه قضائی پیدا می شوند.
همیشه موفق باشید               
دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی: / بخش استفتاءات


جواب آقای بیات زنجانی:




جواب آقای صافی گلپایگانی:

بسم الله الرحمن الرحیم
علیکم السلام و رحمه الله
ج) بطور کلی رضایت  فقط رضایت خداوند متعال باید باشد و آن هم با اجرای دقیق احکام اسلام از طرف مردم و مسئولین امکان پذیر است.

جواب آقای موسوی اردبیلی:








مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


پنجشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۸

من، گاليلئو گاليله

به گزارش نيمروز آنلاين به تازگي عده اي از معترضين به نتايج انتخابات در اقدامي معنادار اقدام به پخش ترجمه متن اعترافات گاليله در مناطقي از تهران نموده اند که البته به نظر مي آيد اين متن با ظرافت اشاره به اعترافات برخي محکومان در دادگاههاي اخير دارد.

متن اطلاعيه هاي پخش شده به شرح زير مي باشد :

من، گاليلئو گاليله، فرزند وينچنزو گاليله اهل فلورانس ، در سن هفتاد سالگي، در حضور دادگاه عادل، در برابر شما زانو زده و در برابر کتاب مقدس که در برابر من است سوگند ياد مي کنم که همواره به جمله اين کتاب و آنچه پاپ مقدس و كشيشان كليساي كاتوليك مي گويند اعتقاد داشته و به لطف خداوند متعال در آينده نيز اعتقاد خواهم داشت.

اعلام ميکنم که نظر من در مورد اينکه خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي چرخد، يک تفکر باطل ، الحادي و نادرست و گمراه کننده بود که نمي بايست در هيچ جا، تدريس شود ، مورد بحث قرار گرفته يا مورد استناد قرار گيرد. واقعيت مشخص و روشن اين است که زمين مسطح و ثابت است و همانگونه که هر کسي مي داند و هر روز مي بيند، اين خورشيد و تمام ستارگان هستند که به دور زمين مي چرخند. اين اعتقاد من است و در آينده نيز از اين اعتقاد برنخواهم گشت.

ميخواهم در برابر شما اعلام کنم که در خلوت خود ، نور حقيقت در دل من راه يافته و به خوبي درک کردم که آنچه قبلاً گفته بودم اشتباه بوده و از کرده خود پشيمانم و هر محکوميت و جزايي که براي من تعيين شود با خوشحالي پذيرا خواهم شد و اميدوارم به سزاي خود در گمراهي بخش زيادي از جامعه برسم.

در صورتي که از هر يک از موارد فوق تخطي کرده و در آينده به تفکر نادرست خويش بازگردم، مسئوليت و تبعات اين خطاي نابخشودني را به طور کامل مي پذيرم. من براي اينکه از صحت و دقت اعترافات خود مطمئن باشم همه چيز را از قبل روي اين برگه نوشته و براي شما خواندم و اعلام ميکنم که اين برگه، رسم الخط خود من و ذهنيات و اعتقادات شخصي من بوده و بدون هرگونه فشار و تأثيري از بيرون، نگاشته شده است....

I, Galileo, son of the late Vincenzio Gaillei of Florence, seventy years of age, arraigned personally for judgment, kneeling before you Most Eminent and Most Reverend Cardinals Inquisitors- General against heretical depravity in all of Christendom, having before my eyes and touching with my hands the Holy Gospels, swear that I have always believed, I believe now, and with God’s help I will believe in the future all that the Holy Catholic and Apostolic Church holds, preaches, and teaches. However, whereas, after having been judicially instructed with injunction by the Holy Office to abandon completely the false opinion that the sun is the center of the world and does not move and the earth is not the center of the world and moves, and not to hold, defend, or reach this false doctrine in any way whatever, orally or in writing; and after having been notified that this doctrine is contrary to Holy Scripture; I wrote and published a book in which I treat of this already condemned doctrine and adduce very effective reasons in its favor, without refuting them in any way; therefore, I have been judged vehemently suspected of heresy; namely of having held and believed that the sun is the center of the world and motionless and the earth is not the center and moves.

Therefore, desiring to remove from the minds of your Eminences and every faithful Christian this vehement suspicion, rightly conceived against me, with a sincere heart and unfeigned faith I abjure, curse, and detest the above-mentioned errors and heresies, and in general each and every other error, heresy, and sect contrary to the Holy Church; and I swear that in the future I will never again say or assert, orally or in writing, anything which might cause a similar suspicion about me; on the contrary, if I should come to know any heretic or anyone suspected of heresy I will denounce him to this Holy Office, or to the Inquisitor or Ordinary of the place where I happen to be.

Furthermore, I swear and promise to comply with and observe completely all the penances which have been or will be imposed upon me by this Holy Office; and should I fall to keep any of these promises and oaths, which God forbid, I submit myself to all the penalties and punishments imposed and promulgated by the sacred canons and other particular and general laws against similar delinquents. So help me God and these Holy Gospels of His, which I touch with my hands.

I, the above-mentioned Galileo Galilei, have abjured, sworn, promised, and obliged myself as above; and in witness of the truth I have signed with my own hand the present document of abjuration and have recited it word for word in Rome, at the convent of the Minerva, this twenty-second day of June 1633.

I, Galileo Gililei, have abjured as above, by my own hand

منبع:
http://nimroozonline.com/content.aspx?id=3081


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


چهارشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۸

طرح برای بیرون رفتن از بحران

حالا که «دلسوزان» می‌خواهند برای برون رفت از بحران طرح بدهند، فکر کردم شاید بشه این رو بین همه‌ی «دلسوزان» همگانی کرد. میشه فراخوان داد تا مقداری طرح جمع بشه. به این وسیله میشه سقف و کف خواسته‌ها و انتظارات رو معلوم کرد و بین مشترکات توافق پیدا کرد. بعد هم میشه از همه خواست که به طرح‌ها امتیاز بدن (مثلا نظرخواهی) تا ببینیم مقبول‌ترین طرح چیه. البته کسی نباید از این که طرحش رو اکثریت همراهی نکردند دلخور بشه و از جنبش جدا بشه - دموکراسی همینه دیگه.

من خودم این طرح رو دارم

۱- احمدی نژاد و کابینه‌اش مسالمت‌آمیز استعفا بدهند. جنبش سبز هم تضمین می‌ده که کارشون نداشته باشه و می‌تونند برگردند به زندگی عادیشون

۲- زندانیان جنبش آزاد بشن. دادگاه متخلفین بازداشتگاه‌ها و کوی دانشگاه علنی برگزار بشه - با توجه به اینکه قبلا بالاترین مقام کشور لفظ جنایت را در مورد اینها به کار برده، جنبش نتیجه‌ی این دادگاه‌ها هر چی باشه قبول می‌کنه

۳- قانون انتخابات با حذف نظارت استصوابی و اضافه شدن نظارت ملی و بین المللی اصلاح بشه

۴- انتخابات ریاست جمهوری برگزار بشه

۵- تغییر قانون اساسی به این شکل به رفراندوم گذاشته بشه که «در ابتدای به کار هر دوره از مجلس خبرگان، رهبر برای یک دوره‌ی ۸ ساله انتخاب میشه. این دوره بدون تمدیده و هر کسی فقط می‌تونه حداکثر یک دوره رهبر باشه». به این شکل رهبری از حالت مادام‌العمر بودن خارج میشه


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پنجشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۸

سازمان اطلاعات سپاه، نهادی که حتی امام نخواست

•    «آقایان [محسن] رضائی و [رضا] سیف‌اللهی از اطلاعات سپاه آمدند و گزارشی از وضع ضدانقلاب و کودتاچیان دادند و در خصوص تحویل گرفتن مرکز اسناد اسلامی اصرار داشتند. آقای خامنه‌ای، مخالف تحویل آن است. می‌گویند ابتدا سازمان اطلاعاتی درستی باید ایجاد شود و سپس این مرکز تحویل گردد.» (خاطرات هاشمی، ۷ فروردین ۶۰)

•    «بین سپاه و اطلاعات نخست‌وزیری اختلاف است.» (خاطرات هاشمی، ۲۹ مهر ۶۰)

•    «اساسنامه سپاه مطرح بود و مجلس خواسته‌های سپاهیان را نمی‌پذیرد. بعضی از نمایندگان خواسته‌های سپاه را انحصارطلبی می‌دانند و سپاهیان از این وضع خیلی ناراحتند.» (خاطرات هاشمی، ۲ اردیبهشت ۶۱)

•    «طرح وزارت اطلاعات علیرغم مخالفت سپاه پاسداران با اکثریت بیش از دوسوم در شور اول تصویب شد.» (خاطرات هاشمی، ۲۰ مهر ۶۱)

•    «یكروز احمد آقا به من زنگ زد و گفت امام راجع به این طرح نظر مخالف دارند و می‌پرسند كجای دنیا اطلاعات وزارتخانه است كه شما می‌خواهید وزارتخانه درست كنید. من دو استدلال آوردم. آن موقع آقای صافی گلپایگانی دبیر شورای نگهبان بود. ایشان البته جزو روحانیت سنتی به حساب می‌آمدند و گرایشات راست هم داشتند. من با ایشان بحث كرده بودم. ایشان معتقد بود كه چون وظایف و اختیارات رهبری در قانون اساسی احصاء شده است و این به معنی حصر این اختیارات است عملا تشكیل سازمان اطلاعات توسط رهبری مخالف قانون اساسی است و اگر امام بخواهد كه این تشكیلات را سامان بدهد باید از موضع بنیانگذار نظام حكم حكومتی بدهد و خارج از قانون اساسی اقدام كند. من این استدلال آقای صافی را به اطلاع امام رساندم. موضوع دیگری را هم كه مطرح كردم این بود كه بالاخره ممكن است در جریان كارهای اطلاعاتی و امنیتی اقداماتی خلاف قانون صورت بگیرد. شكنجه‌ای شود. مشكلی برای بی‌گناهی به وجود آید. اینها اگر كارشان مستقیم زیر نظر امام باشد این مسائل هم به پای ایشان گذاشته می‌شود. امام هر دوی این استدلال‌ها را پذیرفت و نظرشان تغییر كرد.

وی در پاسخ به این پرسش كه آیا نظر امام بیشتر متوجه استدلال اول بود یا دوم، چون مساله اول به نوعی از مباحث رایج امروز ما نیز در تفسیر قانون اساسی است، اظهار می‌كند: من معتقدم كه امام روی استدلال اول بیشتر نظر داشتند و پذیرفتند. البته ما موضوع دوم را تا مدتها جایی مطرح نكرد بودیم، چرا كه ایجاد این تلقی كه امام كار وزارت اطلاعات را به گردن نمی‌گیرد باعث می‌شد كه نوعی نگاه منفی به اطلاعات در بین نیروهای خود وزارت شكل بگیرد و نیروهای مرید امام كم كم از وزارت بیرون بیایند. به همین خاطر ما در بحث‌هایمان بیشتر روی استدلال اول تكیه می‌كردیم، امام هم بیشتر به موضوع قانون اساسی توجه داشت.» (سعید حجاریان، مصاحبه با خبرنامه‌ی داخلی جبهه‌ی مشارکت، شهریور ۱۳۸۴ [۱]).

•    به تازگی معاونت اطلاعات سپاه به سازمان اطلاعات سپاه ارتقا یافته است. با توجه به سابقه‌ی موضوع در دهه‌ی اول انقلاب، و برداشت غالبی که از غیرپاسخگو بودن رهبر و نهادهای زیرنظر او وجود دارد، و این که حتی امام تشکیل این نهاد را فراقانونی می‌دانستند، باید به سیاسیون و فعالین مدنی حق داد که بیش از پیش نگران وخامت تضییع حقوق شهروندی باشند.

مرجع:
[۱]  http://sharifnews.ir/?9448
http://www.aftab.ir/articles/politics/plitical_history/c1c1203941190p1.php


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۸

نقش رضایت اکثریت و دو فتوا

وقایع اخیر باعث شد که موضوع حاکمیت و نوع آن بیش از پیش مورد بحث قرار گیرد. از آن جائی که برای متدینین مهم بود که موضع امامان شیعه (علیهم السلام) در این باره چیست، به فکرم رسید که این سوال را با تعدادی از مراجع در میان بگذارم. متن سوال فرستاده شده چنین بود:

بسمه تعالی

با سلام خدمت مرجع گرانقدر

از آن جا که وقایع اخیر منشاء بحث‌های تازه‌ای در مورد مبانی «نظریه‌ی حکومتی اسلام» شده است، و با توجه به این نکته که بحث‌های مطرح شده خواه‌ناخواه واجد مخاطبین پرشماری در میان نسل حاضر و حتی نسل‌های بعدی است، لازم به نظر می‌رسد تا با بیان هر چه بی‌ابهام‌تر و بی‌واسطه‌تر نظرات مراجع بزرگ‌وار اولا بستر مناسب برای ابلاغ احکام واقعی  اسلام در این موضوع فراهم شود، ثانیا زمینه‌ی بهره‌برداری‌های مغرضانه را، که متاسفانه اغلب با خلط مباحث و استفاده از اصطلاحات فنی دور از دسترس عامه انجام می‌شود، به حداقل رساند.

مورد سوال در موضوع «میزان نقش رضایت اکثریت در جواز برای تصرف در حکومت» از منظر احکام اسلام است. به طور مشخص، اگردر زمان یکی از امامان معصوم گذشته، که بدون شک از جانب خدا واجد ولایت بر روی زمین بوده‌اند، شرایطی پیش می‌آمد که معصوم (ع) به لحاظ قوای قهریه و نظامی امکان تصرف در حکومت را به رغم رضایت اکثریت داشت، بر اساس شناخت ما از سیره و روش آن بزرگواران، آیا ایشان با تکیه بر قوای ذکرشده خود را مجاز به تصرف معرفی می‌کردند؟

با تشکر و احترام.

دو جواب مهم گرفته شده از دو مرجع عزیز آقای منتظری و آقای صانعی عینا ً در زیر آورده می‌شوند. پاسخ آقای منتظری اولین بار در سایت «موج سبز آزادی» به نشانی
http://mowjcamp.com/article/id/24258
و تاریخ ۸ شهریور ۱۳۸۸ انتشار یافت.

تصویر پاسخ آقای منتظری:





پاسخ آقای صانعی:

بسمه تعالي
با عرض سلام؛
ج - هرگز به چنين امري دست نمي زدند و اين نكته از فرمايشات مولي اميرالمؤمنين علي عليه السلام كاملا روشن و واضح مي شود.





مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin